regina logo
اگر قهوه فردا نایاب شود، جهان چه شکلی خواهد شد؟

اگر قهوه فردا نایاب شود، جهان چه شکلی خواهد شد؟

صبحی که باریستا گفت: «قهوه نداریم»

ساعت هفت و نیم صبح است. مثل همیشه وارد کافهٔ نزدیک محل کارتان می شوید و پیش از آنکه به منو نگاه کنید، یک اسپرسو سفارش می دهید. باریستا مکث می کند. به جای صدای آسیاب و عطر آشنای قهوه، جمله ای می شنوید که انتظارش را ندارید: «متأسفم، امروز قهوه نداریم.»

ابتدا فکر می کنید دستگاه خراب شده یا محمولهٔ کافه دیر رسیده است. اما ماجرا فقط به این کافه محدود نیست. فروشگاه های اطراف هم موجودی چندانی ندارند. در شبکه های اجتماعی، مردم دربارهٔ قیمت های عجیب و طعم متفاوت قهوه های جدید حرف می زنند. بعضی کافه ها نوشیدنی هایی عرضه می کنند که شبیه قهوه اند، اما از دانهٔ قهوه تهیه نشده اند.

این تصویر، یک سناریوی خیالی است؛ نه پیش بینی دانشمندان برای فردا صبح. بااین حال، پرسشی که پشت آن قرار دارد کاملاً واقعی است: اگر تولید قهوه در مناطقی که امروز به آن وابسته ایم دشوارتر شود، چه اتفاقی برای نوشیدنی محبوب ما خواهد افتاد؟

پاسخ فقط در فنجان قهوه نیست. باید به مزارع کوهستانی، جنگل های استوایی، زندگی کشاورزان و حتی آزمایشگاه هایی سر بزنیم که در آن ها دانشمندان تلاش می کنند شکل تازه ای از قهوه را بسازند.

قهوه؛ نوشیدنی محبوبی با جغرافیای محدود

قهوه برای مصرف کننده ممکن است محصولی کاملاً در دسترس به نظر برسد. کافی است وارد فروشگاه شود، بسته ای بردارد و به خانه برگردد. اما مسیر رسیدن آن بسته به قفسهٔ فروشگاه، از شرایط اقلیمی مشخصی آغاز می شود.

دو گونهٔ اصلی در تجارت جهانی قهوه، عربیکا و روبوستا هستند. هرکدام ویژگی های رشدی و طعمی متفاوتی دارند. عربیکا معمولاً با مناطق مرتفع تر و شرایط نسبتاً خنک تر پیوند دارد، درحالی که روبوستا در بسیاری از مناطق گرم تر و کم ارتفاع تر کشت می شود. البته هیچ کدام نسبت به تغییرات شدید آب وهوا مصون نیستند.

بسته های قهوی در فروشگاه
-

گیاه قهوه نیز مانند هر محصول کشاورزی به ترکیبی از دما، بارندگی، خاک و مدیریت مزرعه وابسته است. تغییر یکی از این عوامل لزوماً به معنای ازبین رفتن محصول نیست؛ مشکل زمانی پیچیده می شود که چند عامل هم زمان تغییر کنند. برای مثال، افزایش دما ممکن است با دوره های خشکی، بارندگی نامنظم یا فشار بیشتر آفات همراه شود.

به همین دلیل، آیندهٔ قهوه را نمی توان فقط با یک سؤال ساده توضیح داد: «هوا چند درجه گرم تر می شود؟» سؤال دقیق تر این است که چه مناطقی، با چه خاک و ارتفاعی، همچنان امکان تولید اقتصادی و پایدار قهوه را خواهند داشت.

سال ۲۰۵۰؛ وقتی نقشهٔ قهوه دوباره ترسیم می شود

یکی از مهم ترین پژوهش ها دربارهٔ آیندهٔ قهوه در ژانویهٔ ۲۰۲۲ در مجلهٔ علمی PLOS ONE منتشر شد. پژوهشگران با استفاده از خروجی ۱۴ مدل اقلیمی و سه سناریوی انتشار گازهای گلخانه ای، شرایط مناسب برای کشت عربیکا را تا سال ۲۰۵۰ بررسی کردند.

نتیجه نگران کننده بود: در مناطق اصلی تولید قهوه، آثار منفی تغییر اقلیم بر مناسب بودن زمین برای کشت غالب بود. در هر سه سناریوی بررسی شده، مساحت زمین هایی که در بالاترین ردهٔ مناسب بودن برای کشت عربیکا قرار داشتند، بیش از ۵۰ درصد کاهش نشان می داد.

اما این عدد را نباید با کاهش ۵۰ درصدی تولید جهانی قهوه اشتباه گرفت. پژوهش دربارهٔ مناسب بودن اقلیمی و زیست فیزیکی زمین است، نه پیش بینی قطعی مقدار محصولی که در سال ۲۰۵۰ برداشت خواهد شد. کشاورزان ممکن است روش کشت را تغییر دهند، از ارقام دیگری استفاده کنند یا بخشی از تولید به مناطق جدید منتقل شود.

همین تمایز، داستان آیندهٔ قهوه را جذاب تر می کند. مسئله این نیست که ناگهان نیمی از فنجان های قهوهٔ جهان ناپدید می شوند؛ مسئله این است که تولید همان مقدار قهوه ممکن است به دانش، سرمایه، آب و تلاش بیشتری نیاز پیدا کند.

مزارعی که باید از کوه بالا بروند

برای درک تغییرات اقلیمی، یک مزرعهٔ عربیکا را در دامنهٔ کوه تصور کنید. کشاورز سال هاست در ارتفاع مشخصی قهوه می کارد و زمان گل دهی، بارندگی و برداشت را می شناسد. حالا با گرم ترشدن شرایط، بخشی از زمین او دیگر مانند گذشته برای گیاه مناسب نیست.

راه حلی که در نگاه اول به ذهن می رسد، انتقال کشت به ارتفاعات بالاتر است؛ جایی که هوا خنک تر است. پژوهشی جهانی در سال ۲۰۱۵ نیز نشان داد که در بسیاری از مناطق، مناسب بودن اقلیمی برای کشت عربیکا به سمت ارتفاعات بالاتر جابه جا می شود. البته میزان و جهت این تغییر در کشورهای مختلف یکسان نیست.

مزرعه ارگانیک قهوه در روی کوهستان
مزرعه ارگانیک قهوه در روی کوهستان

ولی مزرعه را نمی توان مانند میز و صندلی جابه جا کرد.

زمین مرتفع تر ممکن است مالک دیگری داشته باشد، شیب زیادی داشته باشد یا راه دسترسی مناسبی نداشته باشد. شاید خاک آن برای کشت مناسب نباشد یا اصلاً بخشی از یک جنگل طبیعی باشد. کشاورزی که زمین خانوادگی خود را در اختیار دارد، لزوماً سرمایهٔ خرید زمین جدید یا چند سال انتظار برای به ثمررسیدن درختان تازه را ندارد.

اینجاست که تغییر اقلیم از یک نمودار علمی به مسئله ای انسانی تبدیل می شود. برای مصرف کننده، تغییر ممکن است به شکل افزایش هزینه یا محدودشدن انتخاب ظاهر شود؛ برای کشاورز، ممکن است پرسش دربارهٔ ادامهٔ شغل و آیندهٔ خانواده اش باشد.

آیا نجات قهوه به قیمت ازدست رفتن جنگل ها تمام می شود؟

فرض کنیم مناطقی در ارتفاعات بالاتر برای کشت قهوه مناسب تر شوند. آیا کافی است مزارع جدیدی در آن ها ایجاد کنیم؟

پژوهشی منتشرشده در سال ۲۰۱۵ در PLOS ONE نشان داد که بخشی از زمین های مناسب آینده برای کشت قهوه با پوشش جنگلی طبیعی هم پوشانی دارند. در مدل این پژوهش، محدودکردن توسعهٔ مزارع به زمین هایی که جنگل یا کشت محصولات دیگر نیستند، در برخی سناریوها دسترسی به زمین مناسب را به شدت کاهش می داد.

این نتیجه یک تناقض مهم را آشکار می کند: ممکن است برای سازگاری با تغییر اقلیم، وسوسه شویم کشت قهوه را به مناطقی ببریم که تخریب آن ها خود به مشکلات محیط زیستی دامن می زند.

جنگل فقط مجموعه ای از درختان نیست که بتوان آن را با ردیف های منظم قهوه جایگزین کرد. زیستگاه گونه های مختلف است و در تنظیم آب وهوا و ذخیرهٔ کربن نقش دارد. بنابراین آیندهٔ پایدار قهوه باید دو هدف را هم زمان دنبال کند: حفظ امکان معیشت کشاورزان و جلوگیری از گسترش بی رویهٔ مزارع به زیستگاه های طبیعی.

شاید بخشی از راه حل، نه پیدا کردن زمین بیشتر، بلکه تغییر شیوهٔ استفاده از زمین هایی باشد که همین حالا زیر کشت هستند.

شاید راه نجات قهوه، سایهٔ یک درخت باشد

در بسیاری از تصاویر تبلیغاتی قهوه، ردیف های منظم بوته ها زیر نور خورشید دیده می شوند. اما یک مزرعهٔ قهوه لزوماً نباید زمینی بدون درخت باشد. در بعضی شیوه های کشت، درختان بلندتر در کنار گیاه قهوه رشد می کنند و بخشی از روز روی آن سایه می اندازند.

این روش که در قالب سامانه های زراعت جنگلداری یا Agroforestry شناخته می شود، می تواند شرایط خرداقلیمی مزرعه را تغییر دهد. سایه در موقعیت مناسب، شدت گرمایی را که گیاه تجربه می کند کاهش می دهد؛ هرچند مقدار مناسب آن به منطقه، گونهٔ قهوه و شیوهٔ مدیریت مزرعه بستگی دارد.

مزرعه قهوه عربیکا
مزرعه قهوه عربیکا

یک پژوهش دربارهٔ جنوب شرقی برزیل، شرایط کشت قهوه در مزارع بدون سایه و سامانه های زراعت جنگلداری را برای سال ۲۰۵۰ مدل سازی کرد. در این مطالعه، افزایش دمای پیش بینی شده می توانست مساحت مناسب برای کشت بدون سایه را نزدیک به ۶۰ درصد کاهش دهد. در مقابل، مدلِ کشت با پوشش سایهٔ ۵۰ درصدی نشان داد که امکان حفظ بخش بسیار بیشتری از زمین های مناسب وجود دارد.

این نتیجه به معنی آن نیست که کاشت چند درخت، تمام مشکلات قهوه را حل می کند. سایهٔ بیش ازحد نیز ممکن است برای برخی مزارع مناسب نباشد و مدیریت چنین سامانه ای به دانش و سرمایه نیاز دارد. بااین حال، پژوهش یادآوری می کند که آیندهٔ قهوه فقط به اختراع فناوری های عجیب وابسته نیست؛ گاهی راه حل از بازنگری در رابطهٔ کشاورزی و طبیعت آغاز می شود.

گنجینه ای که ممکن است پیش از کشف شدن از دست برود

تا اینجا از عربیکا و روبوستا حرف زدیم؛ دو نامی که بیشتر مصرف کنندگان قهوه می شناسند. اما دنیای گیاهان قهوه بسیار متنوع تر از این دو گونه است.

در سال ۲۰۱۹، پژوهشگران باغ های گیاه شناسی سلطنتی کیو در بریتانیا نتایج ارزیابی خطر انقراض گونه های وحشی قهوه را منتشر کردند. بر اساس این ارزیابی، حدود ۶۰ درصد گونه های وحشی قهوه در معرض تهدید انقراض قرار داشتند. این رقم به معنی آن نیست که ۶۰ درصد قهوهٔ موجود در فروشگاه ها در حال ناپدیدشدن است؛ موضوع، گونه های وحشی و آیندهٔ تنوع زیستی آن هاست.

اهمیت این گیاهان فقط در حفظ طبیعت خلاصه نمی شود. گونه های وحشی ممکن است ویژگی های ژنتیکی ارزشمندی داشته باشند؛ ویژگی هایی که به پژوهشگران کمک می کند گیاهانی مقاوم تر در برابر بیماری، گرما یا دیگر تنش های محیطی پرورش دهند.

تصور کنید در جنگلی دورافتاده، گیاهی وجود داشته باشد که دانهٔ آن هیچ وقت وارد بازار قهوه نشده است، اما توانایی تحمل شرایطی را داشته باشد که عربیکای تجاری در آن آسیب می بیند. شاید آن گیاه روزی در برنامه های اصلاح نژاد به کار بیاید. اگر زیستگاهش پیش از مطالعه و حفاظت از بین برود، ممکن است چنین فرصتی را هم از دست بدهیم.

به این ترتیب، حفاظت از جنگل های محل رویش قهوهٔ وحشی، فقط مسئله ای محیط زیستی نیست؛ بخشی از حفظ گزینه های کشاورزی برای آینده نیز هست.

مسابقه ای برای پرورش درخت قهوهٔ آینده

اگر شرایط رشد قهوه تغییر می کند، آیا می توان خود گیاه را هم برای شرایط تازه آماده کرد؟

پژوهشگران سال هاست روی اصلاح ارقام قهوه کار می کنند. هدف ممکن است افزایش مقاومت در برابر بیماری، سازگاری با شرایط اقلیمی متفاوت، بهبود عملکرد یا حفظ کیفیت فنجان باشد. دشواری کار اینجاست که یک رقم موفق باید چند ویژگی را هم زمان داشته باشد. درختی که گرما را تحمل می کند، اگر محصول اقتصادی یا کیفیت مطلوبی نداشته باشد، لزوماً انتخاب مناسبی برای کشاورز نیست.

یکی از تلاش های مهم در این زمینه، شبکهٔ جهانی اصلاح قهوهٔ Innovea است که با همکاری مؤسسه های پژوهشی کشورهای تولیدکننده و سازمان World Coffee Research فعالیت می کند. این شبکه از داده های ژنتیکی، آزمایش های میدانی در اقلیم های متفاوت و همکاری میان برنامه های ملی اصلاح گیاه استفاده می کند تا توسعهٔ ارقام جدید سرعت بگیرد.

اما حتی بهترین برنامهٔ اصلاح نژاد هم یک محدودیت اساسی دارد: زمان.

درخت قهوه محصولی نیست که امروز بذر آن کاشته شود و ماه آینده بتوان دربارهٔ کیفیت محصولش تصمیم گرفت. پژوهشگران باید رشد، عملکرد و رفتار گیاه را در شرایط مختلف مشاهده کنند. پس هرچه سازگاری با تغییرات اقلیمی دیرتر آغاز شود، فاصلهٔ میان نیاز کشاورزان و رسیدن راه حل های تازه بیشتر خواهد شد.

آیندهٔ قهوه شاید به همان اندازه که به دانشمندان وابسته است، به این بستگی داشته باشد که کشاورزان چه زمانی و با چه امکاناتی به نتایج تحقیقات دسترسی پیدا کنند.

قهوه ای که هرگز روی درخت رشد نکرده است

حالا به عجیب ترین بخش داستان می رسیم: آیا ممکن است روزی قهوه ای بنوشیم که برای تولید آن، هیچ مزرعهٔ قهوه ای لازم نبوده باشد؟

در سپتامبر ۲۰۲۱، مرکز پژوهشی فنلاندی VTT اعلام کرد که توانسته است با استفاده از کشت سلول های گیاهی، نمونه هایی از قهوه را در محیط آزمایشگاهی تولید کند. در این روش، سلول های گیاه قهوه در محیط غذایی و درون زیست راکتور رشد داده می شوند. پژوهشگران گزارش کردند که نمونه های اولیه از نظر بو و طعم به قهوهٔ معمولی شباهت داشتند.

تولید قهوه در آزمایشگاه
تولید قهوه در آزمایشگاه

تفاوت این روش با قهوه های جایگزینی که از غلات یا مواد گیاهی دیگر ساخته می شوند، مهم است. در کشت سلولی، نقطهٔ شروع همچنان سلول گیاه قهوه است؛ اما به جای پرورش یک درخت کامل و برداشت میوه، هدف تولید مادهٔ گیاهی در محیط کنترل شده است.

البته فاصلهٔ میان ساخت یک نمونهٔ آزمایشگاهی و تولید انبوه محصولی که از نظر قیمت، طعم، ایمنی و مصرف انرژی رقابت پذیر باشد، بسیار زیاد است. موفقیت در آزمایشگاه به تنهایی ثابت نمی کند که این روش از کشاورزی سنتی پایدارتر یا اقتصادی تر خواهد بود. چنین ادعاهایی به ارزیابی چرخهٔ عمر، بررسی مصرف منابع و داده های تولید در مقیاس واقعی نیاز دارند.

بااین حال، خود ایده مرزهای تصور ما را جابه جا می کند. تا همین چند سال پیش، صحبت از قهوهٔ بدون مزرعه بیشتر شبیه داستان علمی تخیلی بود. اکنون دست کم می دانیم که پژوهشگران در حال آزمودن چنین مسیری هستند.

شاید در آینده، قهوهٔ مزرعه ای و قهوهٔ حاصل از فناوری های جدید کنار هم وجود داشته باشند؛ همان طور که روش های مختلف دم آوری امروز سلیقه های متفاوتی را پاسخ می دهند. اما اینکه مصرف کنندگان کدام را انتخاب کنند، هنوز پرسشی باز است.

اگر قهوه کمیاب تر شود، چه چیزی را از دست می دهیم؟

وقتی از آیندهٔ قهوه حرف می زنیم، معمولاً اولین نگرانی قیمت است. طبیعی هم هست؛ قهوه برای بسیاری از مردم بخشی از برنامهٔ روزانه است. اما تغییر در تولید ممکن است اثر دیگری هم داشته باشد که کمتر درباره اش صحبت می کنیم: محدودشدن تنوع طعم ها و خاستگاه ها.

بخشی از جذابیت قهوه در تفاوت میان دانه هایی است که در مناطق مختلف رشد می کنند. ارتفاع، اقلیم، رقم گیاه، روش فرآوری و رست همگی می توانند بر ویژگی های فنجان اثر بگذارند. اگر تولید در بعضی مناطق دشوارتر شود، حفظ این تنوع نیز به چالش کشیده می شود.

این مسئله به ویژه برای قهوه های تک خاستگاه اهمیت دارد؛ قهوه هایی که هویت آن ها با منطقهٔ تولیدشان گره خورده است. اگر یک منطقه مجبور شود رقم های دیگری بکارد یا روش تولید خود را تغییر دهد، ممکن است ویژگی های محصولش نیز تغییر کند. این تغییر الزاماً به معنی افت کیفیت نیست، اما می تواند تجربه ای متفاوت از آنچه مصرف کنندگان می شناسند ایجاد کند.

در سوی دیگر زنجیره، کشاورز قرار دارد. برای او، قهوه فقط مجموعه ای از نت های طعمی نیست؛ محصولی است که باید هزینهٔ تولیدش را پوشش دهد و درآمدی قابل اتکا فراهم کند. هر راه حلی که آیندهٔ قهوه را فقط از زاویهٔ سلیقهٔ مصرف کننده ببیند و اقتصاد مزرعه را نادیده بگیرد، بخشی از مسئله را حل نشده باقی می گذارد.

پس آیا باید با قهوه خداحافظی کنیم؟

نه؛ دست کم پژوهش های بررسی شده چنین نتیجه ای را تأیید نمی کنند.

آن ها از آینده ای حرف می زنند که در آن تولید قهوه در بسیاری از مناطق فعلی دشوارتر می شود و سازگاری، اهمیت بیشتری پیدا می کند. بعضی زمین ها ممکن است مناسب بودن خود را از دست بدهند، بعضی مناطق جدید فرصت کشت پیدا کنند و روش های تولید نیز تغییر کنند.

این آینده از پیش تعیین نشده است. میزان تغییرات اقلیمی، حفاظت از جنگل ها، دسترسی کشاورزان به سرمایه و دانش، اصلاح ارقام و توسعهٔ فناوری، همگی در شکل گیری آن نقش دارند.

شاید مهم ترین نتیجهٔ این تحقیقات آن باشد که آیندهٔ قهوه را نباید فقط در آزمایشگاه ها جست وجو کرد. گاهی سرنوشت آن در تصمیمی دربارهٔ حفظ یک جنگل، کاشت درختان سایه انداز یا حمایت از کشاورزی رقم می خورد که می خواهد مزرعهٔ خانوادگی اش را با شرایط تازه سازگار کند.

و شاید سال ها بعد، وقتی دوباره وارد کافهٔ محبوبمان می شویم، هنوز همان جملهٔ همیشگی را بگوییم: «یک اسپرسو، لطفاً.»

اما پشت آن فنجان، داستانی بسیار متفاوت از امروز جریان داشته باشد؛ داستان درختانی مقاوم تر، مزارعی سازگارتر و دانشمندانی که برای حفظ نوشیدنی محبوب جهان تلاش کرده اند.

آیندهٔ قهوه فقط به این بستگی ندارد که چقدر آن را دوست داریم؛ به این بستگی دارد که برای حفظ امکان تولیدش چه می کنیم.

منابع اصلی تحریریه

برچسب‌ها

سوالات متداول

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است.

برای ثبت نظر، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.

اگر قهوه فردا نایاب شود، جهان چه شکلی خواهد شد؟